ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
17
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
من كه به هر جا مىافكنم خطا نمىشود ، و زن محرم اسرار من و فرستادهء من در حاجات من است « . و شكَّى نيست كه اگر اين شهوت نبود زنان بر مردان تسلَّط نمىيافتند . پس با دليل عقلى و نقلى روشن و آشكار است كه : افراط در اين شهوت و آميزش زياد مذموم است . هان تا مغرور نگردى به اينكه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم زنان بسيار داشت ، كه همهء آنچه در دنياست نمىتوانست دل او را به خود مشغول دارد . او در محبّت خدا چنان مستغرق بود كه بيم آن مىرفت كه دلش از شوق الهى آتش بگيرد و از آنجا به كالبدش سرايت كند ، و از اين جهت زنان متعدّد خواست و جان شريف خويش را به آنان مشغول مىساخت تا اندكى التفات به دنيا پيدا كند و كثرت استغراق به مفارقت روح از بدن نينجامد ، و از اين رو وقتى شوق خدا در كانون سينه اش افروخته مىشد و در درياى حبّ و انس فرو مىرفت دست بر پاى عايشه مىزد و مىفرمود : « كلَّمينى و اشغلينى يا حميرا » « اى عايشه با من سخن گوى و مرا مشغول كن » . و وى با سخن خود پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را از آن حال عظيم كه قالب تن تاب تحمّل آن را ندارد مشغول مىساخت . لكن از آنجا كه طبيعت و جبلَّت او انس به خدا بود و التفات او به خلق عارضى بود و براى مدارا با بدن و حفظ حيات خود را به آن وا مىداشت ، هنگامى كه مجالست وى با آنان به طول مىانجاميد دلتنگ مىشد و شكيبائى در او نمىماند و مىفرمود : « ارحنا يا بلال » « اى بلال ما را آسوده كن ( اذان بگوى ) » تا به حالتى كه دوست مىداشت باز گردد . و انسان ضعيف العقل از فهم اين حال معذور است ، كه افهام از آگاهى بر اسرار كارهاى او قاصر است [ 1 ] . امّا معالجهء افراط اين شهوت - بعد از يادآورى مفاسد مذكور آن - اين است كه بايد قوّهء شهوت را با گرسنگى ضعيف ساخت و از آنچه باعث هيجان آن مىشود از قبيل تخيّل و تصوّر زنان و نگاه كردن و سخن گفتن و خلوت با آنان احتراز كرد كه قويترين سبب تحريك و هيجان اين شهوت نگريستن و خلوت كردن است ، و از اين جهت خداى تعالى فرمود :
--> [ 1 ] تمام اين گفتار مأخوذ از كلام غزالى در احياء العلوم ( ج 3 ص 87 ) است